آشنایی با دباغخانههای ایران
بازخوانی تاریخی، ساختاری و فناورانه صنعت دباغی
دباغی را میتوان یکی از کهنترین فناوریهای زیستی ـ شیمیایی بشر دانست که در آن، پوست فسادپذیر حیوانات به مادهای پایدار و ماندگار به نام چرم تبدیل میشود. این فرآیند، صرفاً یک مهارت تجربی نیست، بلکه دانشی مرکب از شیمی آلی، زیستفناوری سنتی و تکنیکهای مکانیکی است. «دباغ» به فردی اطلاق میشود که با تسلط بر این چرخه عملیاتی، قابلیت تثبیت ساختار کلاژنی پوست و افزایش دوام آن را فراهم میسازد.
در ایران، پیوند میان دامداری، اقلیم و اقتصاد معیشتی سبب شد دباغی از سطح یک پیشه محلی فراتر رفته و به صنعتی اثرگذار در زنجیره تولید کفش، زینافزار، پوشاک و ملزومات نظامی بدل شود.
بسترهای شکلگیری دباغخانهها در ایران
استقرار دباغخانهها تابعی از سه متغیر اصلی بود:
-
دسترسی به پوست خام (مناطق دامپرور)
-
وفور منابع آبی
-
امکان دفع پساب
بر همین مبنا، شهرهایی مانند اصفهان، همدان، تبریز و تهران به کانونهای مهم دباغی تبدیل شدند. این پراکندگی صرفاً اقتصادی نبود؛ بلکه بخشی از شبکه تولید پیشاصنعتی ایران را شکل میداد که در آن، هر شهر در یک حلقه از زنجیره ارزش چرم تخصص مییافت.
منطق استقرار دباغخانهها در حاشیه شهرها
فرآیند دباغی، بهویژه در مراحل اولیه، با تجزیه بافتهای پروتئینی و تولید ترکیبات گوگردی همراه است که بوی شدید و آلودگی زیستی ایجاد میکند. افزون بر آن، محلولهای آهکی، سولفیدی و بقایای آلی، پسابهایی با بار آلودگی بالا تولید میکنند.
ازاینرو، در الگوی شهرسازی سنتی ایران، دباغخانهها عموماً:
-
در پاییندست رودخانهها
-
خارج از حصار شهری
-
در مجاورت اراضی غیرمسکونی
احداث میشدند. این جانمایی را میتوان نوعی مدیریت محیطزیستی پیشامدرن تلقی کرد؛ رویکردی که بدون دانش مهندسی امروز، کارکردی مشابه داشت.
تمرکز دباغخانهها در تهران تاریخی
در تهران دوره صفوی متأخر و بهویژه عصر قاجار، محدوده سنگلج به یکی از قطبهای اصلی دباغی بدل شد. استقرار این کارگاهها در مجاورت حصار شهری و نزدیکی مجاری آب، نشاندهنده پیروی از همان منطق فضایی رایج بود.
با گسترش شهر در دوره ناصری و تغییر کاربری باغات و مزارع، ناحیهای با هویت صنفی مستقل شکل گرفت که به «محله دباغخانه» شهرت یافت. این محدوده را میتوان از نخستین نمونههای تجمیع کارگاهی همصنف در تهران دانست؛ الگویی که بعدها در صنوف دیگر نیز تکرار شد.
امروزه، با دگرگونی ساختار شهری و انتقال صنایع آلاینده به خارج از کلانشهرها، از آن مجموعه گسترده تنها نشانههای جغرافیایی محدودی باقی مانده است.
گذار فناورانه: از دباغی سنتی تا صنعتی
دباغی سنتی؛ اتکاء به مواد طبیعی و مهارت انسانی
در الگوی سنتی، عملیات دباغی مبتنی بر چرخهای چندمرحلهای بود که هر مرحله نیازمند تجربه عملی بالا محسوب میشد:
مراحل شاخص
-
خیساندن اولیه برای حذف نمک و آلودگی
-
آهکدهی جهت تضعیف ریشه مو
-
موگیری و لشگیری دستی
-
استفاده از تاننهای گیاهی
-
روغندهی و نرمسازی
-
خشکسازی در شرایط طبیعی
این روش، اگرچه زمانبر بود، اما به تولید چرمی با ویژگیهای زیر منجر میشد:
-
انعطافپذیری طبیعی
-
عمق رنگ مطلوب
-
دوام طولانی
-
هویت دستساز
دباغی صنعتی؛ شیمی پیشرفته و مکانیزاسیون
ورود ماشینآلات دوّار، مواد دباغی معدنی (بهویژه کروم سهظرفیتی) و سیستمهای کنترل دما، صنعت دباغی را متحول ساخت. در این الگو:
-
زمان دباغی از ماهها به روزها کاهش یافت
-
یکنواختی ضخامت و رنگ افزایش پیدا کرد
-
ظرفیت تولید چندین برابر شد
خشککنهای تونلی و دستگاههای لشگیر هیدرولیک نیز وابستگی به شرایط اقلیمی را از میان بردند.
پیامدهای زیستمحیطی دباغی مدرن
در کنار مزایای تولیدی، دباغی صنعتی یکی از آلایندهترین شاخههای صنایع تبدیلی محسوب میشود. مهمترین چالشها عبارتاند از:
-
پسابهای حاوی کروم و سولفید
-
مصرف سنگین آب
-
تولید لجن صنعتی
-
آلودگی منابع خاکی و زیرزمینی
به همین دلیل، استانداردهای جهانی، دباغخانههای صنعتی را ملزم به استفاده از تصفیهخانههای شیمیایی ـ بیولوژیک کردهاند.
جمعبندی تحلیلی
صنعت دباغی در ایران، مسیری تکاملی از کارگاههای مهارتمحور سنتی تا مجتمعهای صنعتی امروز را طی کرده است. اگرچه فناوری نوین بهرهوری را افزایش داده، اما همزمان بار محیطزیستی این صنعت را نیز سنگینتر کرده است. آینده این حوزه، وابسته به توسعه فناوریهای «دباغی سبز» و مدیریت پایدار منابع خواهد بود.
منابع پیشنهادی برای مطالعه
-
Encyclopaedia Iranica — Leather & Tanning
-
UNIDO — Cleaner Production in Tanneries
-
FAO — Manual of Leather Processing
-
سازمان میراث فرهنگی ایران — مشاغل سنتی
-
فلور، ویلم — تاریخ صنایع در ایران
-
وزارت صنعت، معدن و تجارت — گزارش صنعت چرم
-
European Commission — Best Available Techniques for Tanning